اثبات امامت بوسیله آیه صادقین 3

روايات اهل سنت

روايات اهل سنت در باب صادق بودن اميرالمؤمنين(ع) را به چند دسته مي توان تقسيم نمود:

دسته اول: تصريح به صادق بودن پيامبر(ص) و امام علي(ع)

اين دسته از روايات از چهار نفر راوي با سلسله سندهاي متفاوت در ذيل تفسير آيه صادقين نقل شده است، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر. اين روايات با مضمونهاي مختلف يك معنا را تبيين نموده اند. مضمون روايات به شرح زير است:

  1. همراه با محمد(ص) و علي بن ابيطالب(ع)

حاكم حسكاني به نقل از باغندي به همراه سلسله سند از امام صادق(ع) نقل كرده است.

  1. همراه با علي بن ابيطالب(ع)

حاكم حسكاني به نقل از سبيعي به همراه سلسله سند از و ابن البطريق به اسنادي از محمد بن عثمان بن ابي شيبه و سيوطي از ابن مردويه همگي از ابن عباس نقل نموده اند و حاكم حسكاني با سند از ابان بن تغلب و ابن عساكر با سند از جابر از امام باقر(ع) نقل نموده اند.

  1. همراه با علي(ع) و اصحاب او

ثعلبي به اسنادي از سبيعي از ابن عباس نقل مي كند.

  1. همراه محمد(ص) و اهل بيت او

حاكم حسكاني از مالك از نافع به نقل از عبدالله بن عمر و سبيعي نيز به اسناد خود همين مطلب را ذكر كرده است.

دسته دوم: اميرالمؤمنين(ع) صديق اكبر است

دسته دوم از رواياتي كه در كتب اهل سنت است و به اين مطلب دلالت دارد از شش نفر روايت شده است: علي بن ابيطالب(ع)، سلمان فارسي، ابوذر غفاري، انس بن مالك، عبدالله بن عباس و ابي ليلي غفاري.

زينبي با سلسله سندي از انس نقل مي كند كه در خواب پيامبر(ص) را ديده و ايشان بسيار بر او عتاب نموده بر كتمان نمودن فضائل علي(ع) و سپس فرموده است: علي فهو الصديق الأكبر.[1]

حاكم از ابوذر غفاري نقل مي كند كه پيامبر(ص) به علي(ع) فرمودند: انت الصديق الاكبر.[2] بزاز[3]، اسكافي.[4] ابن قزويني[5]، طبراني[6]، ابن عساكر[7]، حمويي[8] از كتاب امالي طوسي و حسن بن رشيق[9] هر كدام به سلسله سندي ديگر همين را از ابوذر نقل مي كند.

ابن قزويني و حموي همين جريان را كه از ابوذر نقل نموده اند از سلمان فارسي نيز نقل نموده اند. ابن مؤمن و ابن عدي و عقيلي از ابن عباس اين روايت را نقل نموده اند. [10]

جوزقاني به سندي از حبه العرني، عاصمي از سعيد بن جبير، حاكم به سندي از عباد بن عبدالله اسدي، احمد نيز به سندي از عباد بن عبدالله، عقيلي، ابن ابي شيبه، باغندي، ذهلي، ابن كرامه، طبري، نسائي، ابن ماجه، ثعلبي، بخاري، ابن قتيبه، دولابي، ابن عدي، ابن عساكر، بخاري، بلاذري، اسكافي و چند نفر ديگر همگي روايت نموده اند كه علي بن ابيطالب(ع) بر منبر بصره فرمود: انا الصديق الاكبر آمنت قبل ان يؤمن ابوبكر. من صديق اكبر هستم و قبل از آنكه ابوبكر ايمان بياورد من ايمان آوردم.[11]

عاصمي ، ابن عبدالبر، ابن اثير، ابواحمد و ابن منده هر يك با سندي از ابوليلي و او از رسول خدا(ص) شنيده است كه حضرت حديث فوق را بيان نمودند.

دسته سوم: اميرالمومنين(ع) اولين صديقين است

اين مطلب را عاصمي از سعيد بن جبير در ضمن خطبه اي از اميرالمؤمنين(ع) نقل نموده است.[12]

دسته چهارم: اميرالمؤمنين(ع) افضل صديقين است

وادعي، محمد بن عثمان بن ابي شيبه، حسن بن سفيان، مطين، ثعلبي، حسكاني، ابن مغازلي، قطيعي، ابونعيم، كلابي، ابن مردويه، ابن شجره، ابن انباري و ديلمي و ديگران به نقل از ابي ليلي صديقين را از طرف پيامبر(ص) سه نفر معرفي مي نمايند كه در همه اين روايات اميرالمؤمنين(ع) وجود دارند و پيامبر(ص) تأكيد مي فرمايند كه علي(ع) افضل صديقين است.[13]

دسته پنجم: اميرالمؤمنين(ع) لسان صدق است

ابن مردويه از امام صادق(ع) و خزاعي از امام علي(ع) و او از پيامبر(ص) حديث فوق را نقل نموده است.[14]

دسته ششم: روز قيامت صديق از اسامي اميرالمؤمنين(ع) است

زينبي از انس مالك و او از پيامبر(ص) نقل مي كند كه روز قيامت علي(ع) را به هفت نام مي خوانند كه اولين آنها صديق است و سپس خداوند به او امر مي كند تو و شيعيانت بدون حساب وارد در بهشت بشويد.[15]

در كتاب شبهاي پيشاور براي رد ادعاي خصم در اثبات ورود آيه بر حضرت و اهل بيت(ع) اينگونه استدلال شده و نام افراد ذيل آورده شده است: «امام ثعلبى در تفسير كشف البيان و جلال الدين سيوطى در درّ المنثور از ابن عباس و حافظ ابو سعد عبد الملك بن محمّد خرگوشى در كتاب شرف المصطفى از اصمعى و حافظ ابو نعيم اصفهانى در حلية الاولياء روايت مي كنند كه رسول اكرم(ص) فرمود هو محمد(ص) و على(ع) و شيخ سليمان حنفى در ينابيع المودة از موفق بن أحمد خوارزمى و حافظ ابو نعيم اصفهانى و حموينى‏ از ابن عباس روايت نموده كه صادقون در اين آيه محمّد(ص) و اهل بيت است‏. و شيخ الاسلام ابراهيم بن محمّد حموينى كه از اعيان علماء است در فرائد السمطين و محمّد بن يوسف گنجى شافعى در كفايت الطالب و محدث شام در تاريخ خود مسندا نقل مينمايند كه مع الصادقين اى مع علىّ بن أبي طالب(ع).»[16]

 

 

نتيجه

از آنچه گذشت نتيجه گيري مي شود با وجود اين همه روايات و تبيين آنها در كتب اهل سنت اصل وجود اين روايات و انطباق آن بر امام علي(ع) مسلم و واضح است و مي توان انطباق استدلال فخر رازي در وجود معصوم در هر زماني را با وجود اين روايات ثابت نمود بنابراين انكار روايات و اين قبيل تفاسير امكان پذير نيست.

[1] خوارزمي با اسناد در مناقب ص72 به نقل از موسوعه الامامه في نصوص اهل السنه ج19 ص78

[2] ابوالخير در الاربعين ص113 و ابن جوزي در الموضوعات ج1 ص344 به نقل از موسوعه الامامه في نصوص اهل السنه ج19 ص79

[3] البحر الزخار ج9 ص342 به نقل از موسوعه الامامه في نصوص اهل السنه ج19 ص79

[4] ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه شرح خطبه 238 به نقل از موسوعه الامامه في نصوص اهل السنه ج19 ص79

[5] تاريخ مدينه دمشق ص41

[6] المعجم الكبير ج6 ص269 به نقل از موسوعه الامامه في نصوص اهل السنه ج19 ص80

[7] تاريخ مدينه دمشق ص41

[8] فرائدالسمطين ج1 ص39

[9] تاريخ مدينه دمشق ص41

[10] به نقل از موسوعه الامامه في نصوص اهل السنه ج19 ص82

[11] همان ص83تا 88 بيش از 26 سلسله سند اين مطلب را روايت نموده اند.

[12] همان ص89

[13] همان ص90

[14] همان ص95

[15] به نقل از موسوعه الامامه في نصوص اهل السنه ج19 ص96

[16] شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع، ص: 679

شما احتمالا این مطالب را نیز دوست دارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *