کارکردهای امامت۴

ب)کارکردهای علمی

   ائمه اطهار(ع) که به حقایق عالم اشراف داشته و از علم لدنی برخوردار بوده اند هرگاه عرصه علمی و تبیین دروس و بیان مبانی برای آن بزرگواران فراهم بوده هیچگاه از بیان علوم مختلف دریغ ننموده اند. تربیت شاگردان در علوم مختلف الهی، انسانی و تجربی نشانگر این اهتمام است. از علوم صرف و نحو و بلاغت گرفته تا تفسیر و حدیث، از فلسفه و کلام تا شیمی و ریاضی. تأسیس مدارس و حوزه های علمیه میراث گرانسنگ آنان می باشد. در این بخش به برخی از این کارکردها اشاره می نمائیم:

  • آثار ائمه(ع)

 

   یکی از تفوقات مهم شیعه آثار گرانسنگی است که از ائمه اطهار(ع) موجود بوده و برخی به ما رسیده است و برخی دیگر بدست ائمه اطهار بوده و هست و بواقع جزء اسرار امامت است و برخی هم در قرون اولیه از دست رفته و نابود گشته اند. امیرالمومنین علی(ع) نخستین کسی بود که احادیث پیامبر(ص) را جمع آوری می نمود و املا رسول الله(ص) را مکتوب و تدوین می نمود، این کتاب پس از امام علی(ع) در اختیار ائمه(ع) قرار گرفته است و حکم بن عتیبه آنرا نزد امام باقر(ع) روئیت نموده است[۱] از آن تعبیر به کتاب علی(ع) شده است. کتاب دیگر حضرت صحیفه علی(ع) است که پیرامون دیات است که آنرا به صورت طومار به شمشیر خود می بست[۲]، بخاری از ابی جحیفه وجود این کتاب را نقل می کند[۳] مصحف امیرالمومنین مشتمل بر تفسیر و تأویل آیات مبهم قرآن کریم است[۴]. صحیفه فاطمه الزهرا(س) از کتبی است که بعنوان اسرار امامت در دست ائمه اطهار(ع) است و شامل احادیثی است که از رسول خدا(ص) نقل شده است[۵] برای حضرت زهرا کتب دیگری به   نام های جفر و الجامعه و المصحف نیز ذکر شذه است[۶]. کتب دیگری نیز بدست ائمه(ع) تألیف شده مانند صحیفه الامام الحسن المجتبی(ع)[۷] و کتاب الامام الحسین(ع)[۸] صحیفه سجادیه از امام سجاد(ع) و رساله حقوق که ذکر آن گذشت و نیز صحیفه الامام زین العابدین(ع) فی الزهد[۹] .

  • آثار اصحاب

 

   سلمان فارسی متوفی ۳۳ق کتابی دارد درباره حدیث جاثلیق رومی که از طرف قیصر روم نزد پیامبر(ص) آمد[۱۰] همچنین ابوذر غفاری متوفی ۳۲ق کتابی دارد که مسائل بعد از پیامبر(ص) را شرح داده است[۱۱]. أبی کعب ابن قیس الخزرجی الأنصاری متوفی۳۰ق از یاران امام علی(ع) کتابی دارد در فضائل القرآن[۱۲] ابورافع متوفی ۴۰ق از شاگردان امام علی (ع) کتابی دارد بنام«السنن و الأحکام» شامل احکام نماز و روزه و زکات و خمس است[۱۳]. اصبغ بن نباته متوفی ۴۰ق کتابی دارد پیرامون وصایای امام علی(ع) به فرزندش محمد بن حنفیه و کتاب برای او در مقتل الحسین برشمرده اند[۱۴]. میثم تمار متوفی ۶۰ق کتابی دارد از بیانات حضرت امیرالمومنین(ع)[۱۵]،کتاب سلیم بن قیس متوفی ۹۰ق از اصحاب امام علی(ع) برشمرده شده است[۱۶] و امام صادق آنرا جزء اسرار آل محمد(ص) شمرده اند[۱۷]. عبیدالله بن ابی رافع متوفی ۱۰۰ق کاتب امام علی(ع) کتابی دارد پیرامون کسانی که در رکاب حضرت به شهادت رسیده اند و کتابی دارد در قضاوتهای حضرت[۱۸]، این کتب همگی در دوران منع کتابت حدیث است و به صورت مخفیانه تالیف شده است.

   پس از منع کتابت حدیث در عهد صادقین(ع) کتب بسیاری تألیف شد. کتاب «اربعمأه مسئله» تألیف محمد بن مسلم است که پاسخ ۴۰۰مسئله از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) را دارا بوده است[۱۹]. جابر یزید جعفی از شاگردان امام باقر(ع) دارای تألیفات متعددی است کتاب تفسیر، نوادر، فضائل، جمل، صفین، نهروان، مقتل امیرالمومنین(ع) و مقتل امام حسین(ع)[۲۰]. موسی بن بکیر، کتاب أبان بن تغلب متوفی ۱۴۱، معاویه بن عمار متوفی ۱۷۵ق از اصحاب امام صادق(ع)، کتاب جمیل بن دراج، کتاب جامع بزنطی از اصحاب امام رضا(ع)، مسائل الرجال احمد بن اسحق قمی از اصحاب امام هادی(ع) و صدها کتاب دیگر از دهها مولف شیعه که شاگردان ائمه اطهار(ع) بوده اند[۲۱].

  • دانشمندان و شاگردان

 

   امام باقر(ع) شاگردان دانشمند بسیاری داشتند، محمد بن مسلم، زراره بن أعین، ابوبصیر، برید بن معاویه عجلی، جابر یزید، حمران بن أعین و هشام بن سالم[۲۲]. امام صادق(ع) که حوزه علمیه بزرگی را پایه ریزی نموده بودند از شهرهای مختلف همچون کوفه، بصره، واسط، حجاز و دیگر شهرها و از قبائل مختلف بنی اسد، مخارق، طی، سلیم، غظفان، ازد، خزاعه، خثعم، مخزوم، بنی ضبه، قریش، بنی حارث و دیگر قبایل در درس حضرت شرکت نموده اند[۲۳]. حسن بن علی وشاء می گوید: در مسجد کوفه نهصد استاد دیدم که همگیاز امام جعفر بن محمد(ع) حدیث نقل می کردند[۲۴]. محمد بن مسلم، أبان بن تغلب، هشام بن سالم، مومن طاق، مفضل بن عمر، جابر بن حیان، شعبه، سفیان ثوری،    سفیان بن عیینه، مالک، ابن جریح [۲۵]و… از شاگردان امام صادق(ع) ذکر شده اند. امام کاظم(ع) نیز شاگردانی همچون علی بن یقطین از رجال علمی و برجسته زمان خویش و وزیر دربار هارون با اذن و اجازه از سوی حضرت بود[۲۶] و همچنین زین النرسی و حسین بن عثمان العامری الکوفی[۲۷] از دیگر شاگردان حضرت بوده اند.

   احمد بن محمد بن أبی نصر بزنطی از شاگردان امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) از مشایخ ثلاثه ثقات و اجلاء اصحاب است[۲۸]، صفوان بن یحیی از اصحاب اجماع و از اجلاء اصحاب امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) و امام جواد(ع) است، یونس عبدالرحمن نیز از اصحاب امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)، فقیه و محدث و مفسر است[۲۹]، حسن بن سعید و حسین بن سعید اهوازی دو برادر از فقها و دارای ۳۰ جلد کتاب هستند[۳۰]، علی بن مهزیار اهوازی کتب بسیاری از وی به تألیف آمده و نماینده سه امام در اهواز بوده است[۳۱]، فضل بن شاذان فقیه و متکلم متبحر و در فقه و کلام و تفسیر و لغت کتاب تالیف نموده است[۳۲]، احمد بن محمد بن خالد برقی محدث و فقیه و عالم به سیره و اخبار بود[۳۳].

 

  • مقابله با جریان های فکری

 

   از اولین جریانهای انحرافی در زمان ائمه(ع) می توان به تفکر جبرگرائی اشاره نمود. آنچه از کتب تاریخی بر می آید این که نخستین کسی که از جبر سخن گفت و از آن دفاع کرد معاویه بود. او می‏خواست چنین وانمود کند که هر پیشامدی از جانب خدا است و این فکر را وسیله و بهانه کار خود قرار داد تا به مردم چنین تلقین کند که خداوند او را خلیفه و ولی امر خود قرار داده است. معاویه اغلب به این آیه کریمه استناد می‏جست که «یؤتی الملک لمن یشاء» یعنی «خداوند حکومت را به    هر کس که بخواهد عطا می‏فرماید». بر این اساس قصد داشت مشروعیت الهی حکومت خود را اعلام نماید. البته اعتقاد به جبر دارای پیشینه جاهلی در عصر پیش از اسلام است و حتی استفاده از این اصل در بحث خلافت، در همان سخن معروفی است که به عثمان نسبت می‏دهند و وی در پاسخ درخواست خلع خویش از خلافت گفت: «لباسی را که خداوند به وی پوشانده از تن به در نخواهد آورد».

   همچنین معاویه در ایجاد فرق کلامی سیاسی به نام اسلام جهت ارائه تفسیرهای مجعول از اسلام دست داشت، همانطور که طبع وی نسبت به ایجاد و تقویت فرقه مرجئه که معتقد به سکوت و قعود سیاسی بود، مساعد افتاد. فرقه‏ای که معتقد بر بقای اسلامیت امام جائر و گنهکار بوده و بر لزوم اطاعت از وی و صحت اقتدای نماز به او و بیزاری از قیام پای می‏فشردند. بعدها نیز این فرقه به‏شدت مطلوب دستگاه و حکومتهای جور پیشه وقت گردید.   تفکر انحرافى جبرگرایی، دستاویزى قرار گرفت تا زمینه جنایت هولناک یزید را فراهم آورد و آن را توجیه کند، از این رو عمر بن سعد درباره شهادت امام حسین(ع) گفت: «این کار از جانب خداوند مقدر شده بود.» بنابه گفته ابى هلال عسکرى، معاویه بن ابى سفیان مبتکر جبر بود. ابن ابى الحدید نیز مىگوید: معاویه آشکارا به جبر و ارجا (پیروى از مرجئه) تظاهر مىکرد[۳۴] . از این رو درباره بیعت با یزید اظهار مىداشت: «و ان امر یزید قضا من القضا و لیس للعباد الخیره من امرهم ؛ همانا خلافت یزید از مقدرات الهى است و مردم را در تقدیرات الهى؛ اختیارى نیست[۳۵].» ابن ابى الحدید نیز مىگوید: معاویه آشکارا به جبر و ارجا (پیروى از مرجئه) تظاهر مىکرد. زینب(س) در پاسخ ابن زیاد فرمود: «الحمدلله الذى اکرمنا بنبیه محمد(ص) و طهرنا من الرجس تطهیرا انما یفتضح الفاسق و یکذب الفاجر و هو غیرنا ؛ حمد شایسته خدایى است که به واسطه پیامبرش به ما کرامت داد و از گناه و آلودگى ما را پیراسته ساخت. خداوند، تنها فاسق و فاجر را رسوا مىسازد و او غیر ماست (یعنى خدا شما را رسوا ساخت)[۳۶].» در همان مجلس، آنگاه که ابن زیاد، از نام امام سجاد(ع) مىپرسد و آن حضرت مىفرماید: من على بن الحسین هستم، ابن زیاد مىگوید: «الیس قد قتل الله على بن الحسین؛ آیا خداوند على بن الحسین را نکشت؟»

امام پاسخ مىدهد: «قد کان لى اخ یسمى علیا قتله الناس؛ برادرى داشتم به نام على که سپاهیان شما او را کشتند! » ابن زیاد گفت: بلکه خدا او را کشت! و امام فرمود: خداوند هنگام موت (و ایجاد سبب مرگ) انسانها را مىمیراند[۳۷].

   امام زین العابدین(ع) بدین وسیله در صدد خنثى ساختن تبلیغات امویان برمىآید؛ بدین صورت که اولا: مسوولیت آنها را در جنایت سرزمین کربلا خاطر نشان مىسازد، ثانیا: تفکر انحرافى جبرگرایى را مردود مىشمارد و عقیده درست اسلامى را که توسط ائمه معصومین (ع) تبیین شده گوشزد نمود.

   عصر امام صادق(ع) اوج هجوم تفکرات انحرافی در میان مسلمین بود بدلیل ارتباط با دانشمندان یونانی و ورود عقاید اهل کتاب فرقه هایی همچون معتزله، جبریه، مرجئه، غلات، زنادقه، مشبهه، متصوفه، مجسمه و تناسخیه بوجود آمدند[۳۸] که حضرت و شاگردانشان در مجالس درس به نقد مبانی آنان همت گماردند و امروزه جز نامی از آنها اثر چندانی وجود ندارد.

   در زمان امام رضا(ع) ترجمه کتب زرتشتیان و صابئیان و نسطوریان و رومیان و برهمنهای هند از زبانهای یونانی و فارسی و سریانی و لاتین و هندی به عربی رونق گرفت در این عصر حضرت فعالیتهای بسیاری در جهت دهی این افکار و تشخیص مبانی غلط و افکار باطل بکار بستند[۳۹].

در دوران امام جواد(ع) و امام هادی(ع) مکاتب کلامی رونق بیشتری یافته وبویژه اشاعره و معتزله به بیان مبانی انحرافی و شبهات بسیاری از جمله جبر و تفویض، امکان رویت خدا و جسمیت خدا دست زدند[۴۰]. از سوی دیگر غلات که ائمه را به مقام الوهیت می رساندند برای مثال ابن حسکه قمی امام هادی(ع) را خدا، خالق و مدبر جهان و خود را نبی او می دانست و زکات و حج و روزه را واجب نمی دانست[۴۱] امام در نامه هایی آنان را کافر و منحرف معرفی می کند[۴۲]. یکی دیگر از منازعات دوران امام هادی(ع) بر سر مخلوق بودن قرآن و یا حادث و قدیم بودن آن است ابن ابی دواد قاضی دربار عباسی از مروجین این تفکر بود[۴۳] امام هادی(ع) از این امر تعبیر به فتنه کرده بودند و نسبت به پاسخ آن اقدام های متعدد از جمله نامه نگاری و پاسخ مستدل فرموده بودند[۴۴].

  • مناظرات

 

   امام باقر(ع) در سفری به شام که به دستور هشام به آنجا فراخوانده شدند پیش از بازگشت از دمشق حضرت از تجمع جمعی که معلوم گشت مسیحی اند مطلع شدند و آنها گفتند که در مجمع سالیانه خود اسقف اعظمشان به سوالات آنها پاسخ خواهد گفت. حضرت میان جمعیت یطور ناشناس تشریف برده و در آن جمع شرکت نمودند اسقف سالخورده از حضرت سوالاتی نمود و بر عظمت علمی ایشان اقرار کرد[۴۵]. حضرت در مدینه نیز مناظرات بسیاری با صاحبان عقاید و مذاهب انجام دادند مانند مناظره با نافع بن ارزق از سران خوارج و اقناع شدن او بر بطلان عقیده اش بوده است[۴۶].

   دوران امامت امام صادق(ع) عصر برخورد اندیشه پیدایش فرق و مذاهب مختلف کلامی بوده است و حضرت جهت تبیین مبانی تشیع با سران آن مذاهب مناظره می نمودند یکی از آنان پیشوای فرقه حنفیه ابوحنیفه بود که بر مبنای قیاس حکم می داد و حضرت ابطال مبنای او را با مناظره به اثبات رساندند[۴۷].

   امام کاظم(ع) در دوران هارون مناظراتی با سران عباسی بویژه هارون الرشید داشت آنان بر انتساب خود به پیامبر(ص) اصرار ورزیده و سوء استفاده می نمودند که حضرت با مناظراتی این تفکر را پاسخ گفته و انتساب اهل بیت(ع) را اقرب دانستند[۴۸].

   امام رضا(ع) در سفر به مشهد به دستور مأمون عباسی، با هدف کاستن از محبوبیت ایشان مناظراتی انجام دادند، یکی از دانشمندانی که به دستور مأمون به مناظره با حضرت پرداخت سلیمان مروزی عالم کلامی خراسان بود، وی بسیار در تنگنا قرار گرفت و موفق به پاسخگوئی سوالات حضرت نشد[۴۹] از ادیان مختلف دانشمندانی برای مناظره دعوت شدند مسیحی، یهودی، زرتشتی، صابئی و منکرین وجود خدا[۵۰]، جاثلیق، رأس الجالوت، هربز اکبر، عمران صائبی و علی بن محمد بن جهم سران ادیان ومکاتبی هستند که با حضرت به مناظره پرداختند و مغلوب شدند[۵۱].

   امام جواد(ع) با توجه به امامت حضرت در خردسالی سوالات و مناظرات بسیاری برای اثبات امامت ایشان برپا شد که استحکام استدلالات حضرت مخالفین را ساکت و طرح دشمنان و تشکیک آنها در امامت ایشان را نابود نمود. مأمون در مجلسی از حضرت درخواست مناظره با یحیی بن اکثم از دانشمندان عباسیان را مطرح و حضرت پذیرفتند یحیی سوالی درباره حکم شکار در حال احرام پرسید حضرت حالتهای متعددی را برای فرض سوال او مطرح نمودند که از تسلط حضرت حاضرین تعجب نموده و بهت آنان را فرا گرفت[۵۲].

 

[۱] فهرست اسامی مصنفی الشیعه، نجاشی، مکتبه الداوری، قم، ص۲۵۵

[۲] مولفوا الشیعه فی صدر الإسلام، شرف الدین، مکتبه النجاح، تهران، ص۱۴

[۳] صحیح بخاری، چاپ دارالجیل بیروت، کتاب العلم، ج۱ ص۳۸

[۴] تفسیر القمی، ص۷۴۵ و بحارالأنوار، ج۹۲ ص۴۸

[۵] دلائل الإمامه، طبری، چاپ موسسه الأعلمی، بیروت۱۴۰۸، ص۵

[۶] اصول کافی، ج۱ کتاب الحجه، باب فیه ذکر الصحیفه و الجفر و الجامعه و مصحف فاطمه(س)، ح۵

[۷] فتح الباری، ابن حجر عسقلانی، ج۱، باب کتابه العلم

[۸] اصول کافی کتاب الحجه باب الاشاره و النص، ح۱

[۹] الروضه فی الکافی ص۱۴

[۱۰] موسوعه طبقات الفقها، جعفر سبحانی، ج۱ ص۱۲۰

[۱۱] الفهرست، شیخ طوسی، باب الواحد ص۴۵

[۱۲] موسوعه طبقات الفقها، جعفر سبحانی، ج۱ ص۴۴

[۱۳] فهرست اسامی مصنفی الشیعه، نجاشی، مکتبه الداوری، قم، ص۴

[۱۴] الشیعه و فنون الإسلام، سید حسن صدر، ص۱۶۰

[۱۵] همان، ص۱۶۹

[۱۶] همان، ص۱۶۳

[۱۷] مستدرک الوسائل، ج۱۷ باب ۸ از ابواب صفات قاضی ح۴۲

[۱۸] موسوعه طبقات الفقها، جعفر سبحانی، ج۱ ص۴۵۰

[۱۹] مولفوا الشیعه فی صدر الإسلام، شرف الدین، مکتبه النجاح، تهران، ص۶۴

[۲۰] همان، ص۳۶

[۲۱] السرائر، ابن ادریس، ج۳ باب مستطرفات ص۵۴۷

[۲۲] اختیار معرفه الرجال، شیخ طوسی، ح۲۱۹

[۲۳] الإمام الصادق و المذاهب الأربعه، اسد حیدر، چاپ دوم بیروت، ج۲ص۱۱۳

[۲۴] فهرست اسامی مصنفی الشیعه، نجاشی، قم دفتر انتشارات اسلامی ص۳۹

[۲۵] تهذیب التهذیب، چاپ بیروت دارالفکر ج۱ ص۸۸

[۲۶] فهرست اسامی مصنفی الشیعه، نجاشی، قم دفتر انتشارات اسلامی ص۱۹۵

[۲۷] تاریخ حدیث، شانه چی، ص۹۶

[۲۸] موسوعه طبقات الفقها، جعفر سبحانی، ج۳ص۹۵

[۲۹] همان ص۶۳۴

[۳۰] همان ص۲۲۰

[۳۱] همان ص۴۰۹

[۳۲] همان ص۴۲۹

[۳۳] همان، ج۲ ص۹۱

[۳۴] شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱، ص۳۴۰

[۳۵] ابن قتیبه الدینورى، الامامه والسیاسه، ج۱، ص۱۵۸٫

[۳۶] الارشاد، ص۲۴۴٫

[۳۷] الارشاد، ص۲۴۴

[۳۸] سیره پیشوایان، مهدی پیشوائی، چاپ سیزدهم ص۳۵۵

[۳۹] عیون اخبار الرضا(ع)، شیخ صدوق، دارالکتب الاسلامیه، ج۱ ص۲۳۹ – آئینه اسلام، دکتر طه حسین مصری، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، شرکت انتشار ص۲۶۶

[۴۰] حیاه الامام الهادی(ع)، باقر شریف القریشی، بیروت چاپ دارالاوضاء ص ۲۴۰

[۴۱] همان ص ۳۳۵

[۴۲] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۱۸ کتاب الحدود ابواب حد المحارب، باب ۷ ص۵۵۴

[۴۳] الکامل فی تاریخ، ابن اثیر، بیروت دارصادر، ج۶ ص۴۲۳

[۴۴] توحید، شیخ صدوق، مکتبه الصدوق تهران ص۲۲۴

[۴۵] بحارالانوار، مجلسی، دارالکتب الاسلامیه، تهران ج۴۶ ص۳۰۷

[۴۶] احتجاج طبرسی، چاپ المرتضویه نجف، ج۲ ص۱۷۶

[۴۷] بحارالانوار، مجلسی، دارالکتب الاسلامیه، تهران ج۱۰ ص۲۲

[۴۸] همان ج۴۸ ص۱۲۷

[۴۹] عیون اخبار الرضا، صدوق، دارالکتب الاسلامی تهران ج۱ ص۱۷۹

[۵۰] همان ص۲۳۹

[۵۱] همان

[۵۲] بحارالانوار، مجلسی، دارالکتب الاسلامیه، تهران ج۵۰ ص۷۵

شما احتمالا این مطالب را نیز دوست دارید...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *